سریال خانه کاغذی؛ مانیفستی علیه سرمایه داری

به گزارش سرگرمی تفریحی، اما نکته مهمی که در پخش این سریال وجود دارد، شکل فصل بندی و اپیزود های آن است. این سریال برخلاف تصور رایج در ایران و بسیاری از نقاط جهان، چهار فصل نیست. خانه کاغذی تا امروز تنها دو فصل 15 و 16 اپیزودی داشته است.

سریال خانه کاغذی؛ مانیفستی علیه سرمایه داری

جهت دریافت خدمات رنگ پتینه چیست با گروه ساختمانی آبان در ارتباط باشید. هر گونه خدمات رنگ آمیزی با تکنیک های مدرن پتینه کاری را به ما بسپارید.

سجاد صداقت| احتمالا بعد از سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) تصور این که یک سریال تلویزیونی این چنین بتواند بین مردم ایران محبوب گردد، بسیار سخت بود. اما سریال خانه کاغذی - که در انگلیسی به آن Money Heist می گویند و نام اصلی آن در زبان اسپانیایی La casa de papel است - به دلایل متعددی که شاید بخشی از آن خارج از محدوده این مطلب باشد، توانست جوی عجیب بین بیننده های ایرانی به بار آورد و به این ترتیب یکی از مهم ترین رخداد های سال های اخیر به صورت موازی با مردم دنیا در ایران نیز رخ داد.

سریالی که در دنیا هم بسیار مورد توجه واقع شد و به ناگاه تبدیل به یکی از پدیده های سال 2017 شد. البته در این جا باز هم نباید نقش بی بدیل شبکه نتفلیکس را دست کم گرفت. پیش از این در مطالب قبلی به نقش متفاوت شبکه آنلاین نتفلیکس در صنعت سرگرمی اشاره نموده بودم.

نقشی که اکنون این پلتفرم آنلاین را تبدیل به یکی از عظیم ترین غول های صنعت سرگرمی نموده است. اما این پلتفرم در رابطه با سریال خانه کاغذی دست به کاری زد که هر چند می توان سابقه چنین رویکرد هایی را در کارنامه نتفلیکس جست وجو کرد، اما این یکی از بهترین انتخاب ها در زمینه مورد نظر بود.

شبکه نتفلیکس در این سال ها نه تنها به شکل جدی در کار فراوری سریال های غیر انگلیسی زبان و در لوکیشن هایی غیر از ایالات متحده بوده بلکه کوشش نموده برند خود را تبدیل به هویت و فرهنگ هر یک از کشور های دنیا کند.

یکی از راه های این کار پیش از ورود به بحث فراوری از راه پخش دنیای آثاری شکل می گیرد که در شبکه های ملی یا خصوصی کشور ها و برای پخش در آن کشور ساخته می گردد. این همان کاری بود که نتفلیکس درباره سریال خانه کاغذی هم انجام داد.

نتفلیکس از دسامبر 2017 و بعد از پخش فصل اول این سریال برای پخش دنیای این سریال وارد شد و بعد از آن در فصل دوم در کار فراوری این سریال همراه شد و اکنون دیگر کسی نمی داند که این سریال در شبکه آنتنا 3 اسپانیا طراحی و فراوری شده است.

اما نکته مهمی که در پخش این سریال وجود دارد، شکل فصل بندی و اپیزود های آن است. این سریال برخلاف تصور رایج در ایران و بسیاری از نقاط دنیا، چهار فصل نیست. خانه کاغذی تا امروز تنها دو فصل 15 و 16 اپیزودی داشته است.

تفاوت مطلب در این است که دو فصل این سریال به دو پارت تقسیم می گردد و، چون بین پخش این پارت ها فاصله به وجود آمده، معمولا گفته می گردد که سریال 4 فصل دارد. نکته دیگر و مهمی که درباره این سریال باید به آن اشاره گردد این است که فصل اول این سریال در نسخه اسپانیایی با آن چه در نتفلیکس پخش شد تفاوت دارد.

در نسخه ای که در شبکه اسپانیایی پخش شده پارت اول فصل اول 9 اپیزود و پارت دوم فصل اول 6 اپیزود دارد. اما در نسخه پخش شده از نتفلیکس این دو پارت بر روی هم 22 اپیزود دارند. البته از نظر محتوا دو نسخه پخش شده تفاوتی نمی نماید و زمان اپیزود های پخش شده در تلویزیون اسپانیا بیشتر است. این مسئله ای است که در فصل دوم سریال رفع شده و هر دو پارت 8 اپیزودی و بدون تفاوت است.

با این مقدمه مفصل می توان وارد فضای سریال شد. خانه کاغذی داستان یک دزدی عظیم از ضرابخانه سلطنتی اسپانیا را در فصل اول روایت می نماید و در فصل دوم به سراغ دزدی همان گروه از بانک اسپانیا می رود.

داستان سریال درباره فردی به نام پروفسور است که به عنوان مغز متفکر دزدی گروهی را دور هم جمع می نماید و با رویای ساختن یک گروه مقاومت دریافت پول از جیب حکومت همه آدم ها را به خود جذب می نماید.

سریال خانه کاغذی هر چه جلوتر می آید قدرت خود را در تبیین سازوکار های نقشه دزدی و شکل برخورد دزدان با پلیس بیشتر به رخ می کشد. اگر سریال در فصل اول بر اساس بازی شطرنج وار دزد و پلیس ماجرا می چرخید در فصل دوم و سرقت از بانک اسپانیا با از بین رفتن قاعده دزدی بدون خون ریزی به یک اکشن تمام عیار تبدیل می گردد که می توان در آن صحنه های پرحادثه و خشن تری نسبت به فصل اول مشاهده کرد.

در این میان نقشه های پروفسور و نوع ارائه آن باعث می گردد که سریال خانه کاغذی تبدیل به یکی از جذاب ترین سریال های تلویزیونی سال های اخیر گردد و رکورد پربیننده ترین سریال غیرانگلیسی زبان نتفلیکس را هم به خود اختصاص دهد.

داستان خانه کاغذی، به خصوص در فصل دوم و در پارت دوم این فصل که در آوریل 2020 در دسترس مخاطبان نهاده شد، بسیار سریع و با ریتم تند و بدون هیچ گونه اتلاف وقتی اتفاق می افتد. همین باعث می گردد که تماشاگر فراموش کند که بعضی از نقشهها و اتفاقات درون سریال با هیچ منطقی سازگار نیست.

اما گویا اسپانیایی ها خیلی خوب بلد هستند چگونه از روی این اتفاقات غیرمنطقی داخل فیلمنامه سریال پرش نمایند. سریالی که در آن سردسته دزد ها و مذاکره نماینده اصلی پلیس عاشق هم می شوند و راهی می فرایند که هم تراز کردن آن در واقعیت شاید کار واقعا سختی باشد.

اما همین روحیه اسپانیایی سریال خانه کاغذی است که آن را سرپا نگه داشته است. این سریال نمونه واقعی ارائه بخش تازه ای از فرهنگ سریال سازی در دنیا است.

اما فارغ از همه این نکات که می توان درباره ساخت و فرم سریال به آن اشاره نمود قصد دارم به نکته ای اشاره کنم که از همان ابتدا مورد نظر نویسنده و سازندگان سریال بوده است. بدون شک خانه کاغذی - همان گونه که از عنوانش هم بر می آید - یک مانیفست تمام عیار علیه دنیا سرمایه داری و کاپیتالیسم است.

اتفاقا خانه کاغذی هیچ ابایی از این رویکرد چپ گرایانه خود ندارد و هر جا گره به کار فیلمنامه می افتد با یکی از این تئوری های در ناچیزترین حالت سوسیالیستی و در حد افراطی اش آنارشیستی، دست خود را باز می نماید. شعار های عجیب و غریب درباره چرایی سرقت از خزانه سلطنتی اسپانیا و چاپ پول تا سخنرانی های آن چنانی برای کارگران درباره ناچیز پنداشتن طبقه ای که باید برای به دست آوردن طلا همه کاری کند.

سریال و در راس آن سازنده و نویسنده بسیاری از اپیزود ها الکس پینا، تمام کوشش خویش را به کار می گیرند تا بر اساس یک ایدئولوژی و قاطی کردن حجم زیادی رمانتیسیسم و البته با همراهی صحنه های اکشن و احساسی و عاشقانه، یک سریال غریب را به مخاطبان شان عرضه نمایند.

بر همین اساس دزد اصلی برای مخاطب تبدیل به قهرمان می گردد و حس همذات پنداری همان گونه که در سریال قرار است به مردم برای حمایت از دزدان القا گردد، به تدریج به مخاطب تلویزیونی هم تزریق می گردد. به این ترتیب است که با معجون عجیبی از اندیشه های چپ همراهیم که قرار است یک رویکرد رابین هود گونه هم به خود بگیرد.

سریال خانه کاغذی تا آن جایی که قرار است سریالی درباره عده ای دزد باشد که به دلایل گوناگون می خواهند دو دزدی عظیم را انجام دهند، بسیار سریال سرپا و پر افت و خیزی است و می توان به همه توصیه کرد که آن را تماشا نمایند.

اما از جایی که قرار است مخاطب همذات پنداری آگاهانه یا ناآگاهانه با دزدان پیدا کند و بر کوس چپ گرایی تا نزدیکی آنارشیسم بکوبد، می توان سریال خانه کاغذی را یک پمپاژ عجیب ایدئولوژی در تلویزیون - این بار از جنس اسپانیایی - دانست که در نهایت راه به همان رمانتیسم کاذبی می برد که صحنه های عاطفی سریال هم به عنوان سندی برای آن حساب می گردد.

رویکردی که در نهایت به همان جنونی تبدیل می گردد که سرنوشت محتوم همه نگاه های این چنین است.

منبع: روزنامه سازندگی

منبع: فرادید
انتشار: 7 تیر 1399 بروزرسانی: 6 مهر 1399 گردآورنده: sargarmi-tafrihi.ir شناسه مطلب: 726

به "سریال خانه کاغذی؛ مانیفستی علیه سرمایه داری" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "سریال خانه کاغذی؛ مانیفستی علیه سرمایه داری"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید